محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
105
اكسير اعظم ( فارسى )
و مانند آن مفيد و اغذيه و ادويه گرم و تيز و جانى به كار برند كه موجب زيادتى يبس گشته محدث غشى و مرگ مفاجات نگردد . و اگر به سبب امتلاى بدن از اخلاط فاسد و ثوران ابخره خبيثه و ارتقاى آن طرف دماغ به حركت جماع باشد وجود علامات امتلا و غلبه اخلاط و ادراك بوى بد از بدن عند حركت جماع و ثقل در سر بر آن دلالت كند پس تنقيه بدن از خلط غالب به فصد و مسهل هر دو نمايند اگر واجب بود و يا حسب حال مريض يكى از اين هر دو تدبير به عمل آرند به طورى كه در اقسام صداع مادى مفصل گذشت بعده بهر تقويت دماغ و عدم قبول بخار لبوب صغيره بخورند و روغنهاى مقوى مثل روغن گل و روغن آس و سركه و گلاب بر سر مالند و آبى كه در آن گل سرخ و برگ مورد و نيلوفر و بابونه و مانند آن جوشانيده باشند بر سر ريزند و به اغذيه سريع الهضم جيد الكيموس غذا سازند و قدرى به و ناشپاتى بخورند و جماع ترك كنند و به ضرورت بعد هضم و انحدار غذا جائز بود زيرا كه در خلو معده ضعف و تحلل و تصاعد ابخره زياده مىكند و در امتلا خلل در هضم و تكثير تبخير مينمايد . و اگر فصل گرما و بدن نقى و سن شباب بود به آب سرد غسل كنند و به روغن گل بينى را چرب نمايند و بخسپند . و اگر به سبب ضعف اعصاب و تالم دماغ از تعب آن باشد و اين مشائخ و ضعيف مزاجان را اكثر عارض شود و رعشه در بدن و ضعف حركات و انقباض دماغ و انجذاب آن به سوى قدام يا خلف بعد جماع لاحق گردد پس تقويت اعصاب و دماغ به مالش روغنهاى مناسب بر سر مثل روغن گل و ياسمين برابر و طيوب و غيره و آرام و تفريح به ملاهى مطربه و نغمههاى لذيذه كنند و قدح عسل كه در آن قدرى موميايى گداخته باشند چند روز متواتر بنوشند . و همچنين شربت عسل و اسطوخودوس و مانند آن استعمال كنند و جندبيدستر در روغن قسط آميخته يا روغن نرگس بر سر مالند و گوشت حلوان بمصالح خوشبو و ديگر اغذيه مطيبه بخورند و بوئيدن كباب كه در حضور مريض بريان نمايند تا بوى آن بمشام او برسد . و تناول كباب با نان گندم خميرى جيد و يا با چلاو مفيد است . و روائح طيبه مانند مشك و عنبر و عود هندى و رياحين و گلهاى خوشبو و عطريات و لخالخ فواكه طيب الرائحه ببويند و تفكر به آنها كنند . و عود و عنبر قسط شيرين مشك صندل سفيد و قدرى كافور استعمال نمايند و رفتن به بساتين و باغها و شنيدن حكايات و قصه ها و ديدن اشياى مرغوبه مليحه موزونه . و بالجمله اشتغال به هرچه باعث التذاد طبع و تفريح نفس او گردد نافع است و از هرچه منكر و ناخوش از آن باشد اجتناب نمايد . مسيحى گويد كه صداع كائن عقيب به او را بايد معالجه كنند به تقويت سر به اين طريق كه آب مطبوخ مورد و گل سرخ و بابونه بر آن ريزند بعده به روغن گل و اندكى سركه بمالند و غذا كثير التغذيه سريع النهضام معتدل الكيفيته سازند و در اثناى پختن آن قطعه به و سيب داخل كنند و سويق نان خشك كرده در تنور بعد غسل او به جلاب و روغن بادام بنوشند و خوشبو موافق مزاج استعمال كنند و ماهى كوچك به سركه ممزوج و روغن بادام پخته . و ايضا زرده بيضه رقيقه آن را موافق است . طبرى گويد كه اگر صداع عقب جماع از ضعف اعصاب باشد از جماع بالكل منع كنند و ارائح طيبه ببويانند و آب نيلوفر و بنفشه و آب جميع رياحين اگر كدامى از قوانين سته كه آن سن و مزاج و بلد و فصل و صناعت و عادت است مانع نباشد اين آبها جمع كنند و بكافور و مشك و همه چيزهاى خوشبو كه ممكن باشد بر سر ضماد نمايند . و اگر نوعى از قوانين مذكوره از اين مانع باشد بر اندك چيزى كه از آن ممكن باشد اقتصار نمايند و به اغذيه كه بدن را غذا بيشتر دهد مثل هرائس و لحوم حملان مضروب به شير دهند و چوزه مرغ فربه كه در شكم آن حشايش خوشبو پر كرده پيش روى مريض شق كرده باشند تا رائحه آن ببويد و از شحوم و لحوم آن بخورد و نبيذ صاف محمود ملايم مزاج بنوشانند و امر بدعت و سكون و راحت كنند و ايذا نرسانند و آنچه مكروه باشد نشنوند و در مواضع اغانى لذيذ و روائح طيبه حاضر شوند اگر ممكن بود و الا از اشياى مذكوره هر چه ممكن باشد استعمال نمايند و سيب و ترنج ببويند و سماع مرغوب و معاشرت كسى كه بدان مائل باشند اختيار كنند . و اگر صداع از بخارات اخلاط بدنى باشد معالجه آن به علاج صداع حار مادى برابر است غير آنكه در اين معالجه ترك جماع كنند تا آنكه بدن از اخلاط نقائى تام يابد و صداع بالكليه زائل شود . و ايضا در معالجه اين فصد نكنند مگر آنكه ضرورت داعى آن باشد . علاج صداع خمارى در مزاج حار اول بهر تنقيه معده بسكنجبين و آب گرم و يا سكنجبين و آش جو قى كنند بعده شربت انار و شربت بهى و سكنجبين به گلاب و آب سرد بنوشند و يا سكنجبين و گلاب نيمگرم مكرر قى كرده افشوره فالسه يا ليموى كاغذى و يا شربت غوره در عرق بيدمشك و آب يخ يا بشوره پرورده دهند و يا شيره زرشك و خيارين و مغز تخم كدو هر يك نه ماشه در عرق بيدمشك و زرشك هر يك پنج توله برآورده شربت ترنج چهار توله آب يخ ده توله داخل كرده بنوشند . و يا جواهر مهره ماشه در مرباى ترنج توله آميخته به ورق نقره پيچيده بخورند بالايش شربت زرشك چار توله در عرق بيدمشك و صندل و گلاب هر يك پنج توله بنوشند يا جواهر مهره يك ماشه طباشير سماق منقى هر واحد يك نيم ماشه در شربت ليموى كاغذى و سكنجبين تفاحى ليمونى هر يك يك نيم توله آميخته ورق